محمد قنبرى

345

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

1 . جايگاه سند در روايات معارف يكى از مشكلات مواجهه با روايات ، يكسونگرى در قضاوت صحت و سقم روايات بر اساس بررسى سندى است . به عبارت روشن‌تر ، روشى كه تاكنون از سوى بيشتر صاحب‌نظران براى بازشناخت سره از ناسره روايات به كار گرفته شده ، برخاسته از بررسى سندى روايت بوده است ، بىآن كه ميان انواع روايات تفاوتى تصور شود . براساس معيار سندى ، هر روايتى كه در بررسى سلسله راويان ، واجد شرايط صحت باشد ، صحيح قلمداد شده و قابل عمل است ؛ اما اگر هر يك از شرايط صحت ، اعم از اتصال سند ، عدالت يا وثاقت راويان و امامى بودن آنان كاسته شود ، روايت به مراتبى نازل‌ترى چون : حسنه ، موثق و بالاخره ضعيف تقسيم مىگردد . نتيجه چنين نگرشى آن است كه گاه شمار روايات صحيح الكافى تا يك چهارم آن ، يعنى حدود چهار هزار روايت تقليل مىيابد و كتابى همچون صحيح الكافى فراهم مىآيد . گرچه اين اثر پس از انتشار با اعتراض‌هايى روبه‌رو شد و مؤلف آن ، استاد محمد باقر بهبودى در صدد پاسخ و دفاع از كار خود برآمد ، امّا عمده اعتراض‌ها به تفسير متفاوت قدما و متأخّران از حديث صحيح است . از آنجا كه قدما حديث را نه به جهات راوى ، بلكه به خاطر همراه بودن با قراين اطمينان‌آور ، صحيح مىدانستند ، همه يا غالب روايات الكافى - كه بر همين مبنا فراهم آمده است - از اين دست خواهند بود ؛ هرچند با تفسير صحيح از نگاه متأخران - كه ناظر به صفات راوى از قبيل امامت ، وثاقت و . . . است ، و علّامه مجلسى در مرآة العقول بر همين مبنا به ارزش گذارى روايات پرداخته - ، بخش زيادى از روايات الكافى ضعيف خواهد بود . به نظر مىرسد ، افزون بر اشكال پيشين كه تأليف استاد بهبودى با آن روبه‌روست ، تعامل يكسونگرانه با روايات معارف ، اخلاق و احكام نيز از اشكالات كار ايشان است . « 1 »

--> ( 1 ) . برا ى تفصيل بيشتر ، ر . ك : كيهان فرهنگى ، سال سوم ، شماره 7 ، ص 3 - 28 .